آش دندونی
پسر گلم بران تعريف کنم که از وقتی که روز جمعه متوجه دندون خوشگلت که مثل مرواريد می مونه شدم هی تو فکر افتادم که برات آش دوندونی درست کنم با خودم گفتم باشه آخر هفته تو تعطيلات ديدم نه دلم طاقت نمی ياره از ديروز دست به کار شدم و حبوباتها رو خيس کردم و يک سری و پختم و امروز آش رو جا انداختم و گوشت قلقلی هاشو درست کردم و بابايی جونی تزئينشون کرديم و بعدشم ايليای دندون طلا با بابايی رفتين و آش ها رو پخش کردين منم فرصت رو غنيمت ديدم و خونه رو حسابی جمع و جور کردم راستش بگ پسرم خيلی خسته شدم ولی کلی ذوق دارم . قربونت برم هزار بار پسر نازم دندون خوشگلت مبارکه عزيز مامانی و بابايی 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آش دندونی
