ايلياايليا، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره

زندگينامه ايليای عزيزم

اولين تجربه رفتن به سلمونی

1391/9/16 7:33
نویسنده : مامان ايليا
1,034 بازدید
اشتراک گذاری

خوشگل پسرم تا حالا بابا جون در نقش آقای آرايشگر می برد حموم با کلی مراسم آب بازی و حمل اسباب بازی موهای نانازت رو کوتاه می کرد.لبخند اين بار بابايی گفت می خواد با خودش ببرت سلمونی. باهات صحبت کرديم که آمادگی داشته باشی. خلاصه امشب که يک شب بارونی خوشگل هم بود حاضرت کردم تا بابا جون از سرکار رسيد خونه باهم حاضر شدين رفتين سلمونی . وای که چه آقايی بودی وقتی فيلمت رو ديدم که انقدر آروم نشستی باورم نم شدفرشته از اونجايی که هنوز کوچول و موچولی اون آقا يک تخته چوب گذاشت رو دسته های صندلی تا شما بنشينی روشماچ خوشمزهبابايی هم به  آقای آرايشگر گفت که فقط موهات رو مرتب کنه تا در تجربه اول خيلی هم خسته نشی مبارکه عزيزم قلب

مومومومو

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)