ايلياايليا، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره

زندگينامه ايليای عزيزم

تجربه های تلخ

1389/4/1 20:40
نویسنده : مامان ايليا
141 بازدید
اشتراک گذاری

امروز ساعت 6 داشتم نماز می خوندم شما آقا کوچولو رو هم گذاشتم که تو تختت بشينی و بازی کنی يک دفعه حس کردم صدات ی جوری شده تا رسيدم بهت ديدم خودت رو از تختت آويزون کردی رو به پايين و نمی تونی هم برگردی قلبم وايستاد بغلت کردم و تا يکساعت قلبم داشت تند تند می زداسترس آخه آقا کوچولو اين چه کاريه تجريه های تلخ بد ولی خودت دنبالشون می کنی ديگه اينکه موچول مامانی نمی دونم چرا عاشق کشوهای آشپزخونه شدی و بازشن می کنی و موقع بستن انگشتهای گنجشکی تو ميزاری بينشون و می ببنديشون اونوقت حالا گریهنکن و کی گريه کنگریه

ببخشيد مامانی تقصير منه قول می دم بيشتر مواظبت باشم عزيزمچشم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)